على محمدى خراسانى
29
شرح رسائل (فارسى)
2 - به شرط شىء كه وجود فلان خصوصيت مدخليت دارد مثل ايمان نسبت به رقبه 3 - به شرط لا كه عدم فلان خصوصيت دخيل است مثل عدم حدث و رياء و . . . در تحقق و امتثال نماز . ولى گاهى در ظاهر تعبير و مقام بيان سه صورت تصوير مىگردد ولى به حسب واقع و نفس الامر دو قسم بيشتر وجود ندارند لاستحالة الاهمال بالنسبة الى عالم الواقع . نظير ما نحن فيه كه در مقام بيان مىگوئيم : مطلق النبوة يا نبوت مطلقه است يا موقته و يا مؤبّده ولى در واقع و عند الله تعالى يا نبوت جناب موسى مؤبده است و ليس الّا و يا موقته است و ليس الّا و قسم ثالثى بنام مطلقه كه نه اين باشد نه آن نيست چون خداوند عالم الغيب اگر حكمت را در مؤبده بودن آن ببيند آن را ابدى قرار داده و الّا موقتى است و ترديد ندارد و لذا بر حسب واقع و نفس الامر تعبير مطلق النبوة با نبوت مطلقه فرقى نداشته بلكه هر دو مساوىاند در اينكه مترددند بين موقت بودن و دائمى بودن اگرچه در ظاهر تعبير يكى جنبهء مقسمى و ديگرى شكل قسمى دارد ولى واقع غير از اينست حال اگر چنين شد ديگر معقول نيست كه شما بفرمائيد : در نبوت مطلقه استصحاب جارى مىشود [ البته اگر اثبات شود ] ولى در مطلق النبوة استصحاب جارى نمىشود ؟ ما الفرق بينهما بحسب الواقع ؟ قوله : الّا ان : مگر ميرزاى قمى از اين اعتراض ما به اين گونه جواب دهد كه : اينكه ما در نبوت مطلقه على فرض اثبات آن استصحاب را جارى مىدانيم بدان جهت است كه از خارج و به بركت استقراء بر ما ثابت گرديده كه مطلقات هر شريعتى استعداد و اقتضاء بقاء را دارند و لذا در نبوت مطلقه مقتضى بقاء محرز است و شك ما از قبيل شك در رافع است و مردّد نيستيم .